▅▇█▓▒░۩۞۩کلبه تنهایی هام ۩۞۩░▒▓█▇▅
عــــــــــشق بــــــــزرگترین دروغ زنـــــــــــــدگی

چرا همان موقع نه لعنتي
مثلِ وقتهایی که بعد از چند ماه دنبال آهنگی گشتن، توی تاکسی میشنویش...
مثل وقتهایی که کل خانه را زیر و رو میکنی برای پیدا کردن چیزی و شش ماه بعد زیر تخت پیدایش میکنی...
مثلِ پوتینی که آخر زمستان حراج میخورد...
مثلِ لباسی که تازه اندازه ات شده و دیگر مدلش دلت را نمیلرزاند...
مثلِ سفری که پنج سال قبل آرزویش را داشتی و حالا سهمت شده...
مثلِ کفشِ قرمزی که پنج سال پیش دوستش داشتی و حالا خاک میخورد بالای کمدت...
مثلِ وقتی ساعت ۳ صبح هوایِ دربند به سرت میزند و شش صبح که راهی شدی لبخند هم روی لبت نداری...
مثلِ عکسی که برای پیدا کردنش کل آلبوم ها را ورق زدی و وقتی از سرت هوای دیدنش افتاد،لای کتاب پیدایش میکنی...
دوست داشتن های از دهن افتاده،
دیدن هایِ خیلی دیر،
برگشتن های بی موقع؛
دردی دوا نمیکند،
حسرت آن روزهایت را جبران نمیکند،
و تو را به آن روزهایی که اتفاق افتادنشان معجزه زندگیت بود برنمیگردانند...
فقط تمام زندگیت را پر از این سوال میکند:
چرا همان موقع نه،چرا حالا....

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 4:17 توسط پسری از جنس سنگ:


نام فرزندم شدي

در زیر زمین خانه به دنبال چیزی میگشتم هر چه بیشتر گشتم نا امید تر شدم 
خسته و عرق ریزان روی زمین نشستم که چشمم به چیزی افتاد
به چیزی خاک خورده 
با جلدی ضخیم
به یک دفتر 
دفتری که روزهای درازی همدم تنهایی هایم شده بود
دفتری که تمام اسرارم را برایش برملا کرده بودم 
دفتری که پر شده بود از یک اسم 
اسمی که هر روز بیشتر از روز قبل از زبانم خارج میشود 
اسمی که وقتی از دهانم خارج میشود بغض میکنم آه میکشم 
و هیچ کس نمیدادند چه بر من بخت برگشته میگذرد
دفتر را باز کردم و خواندم 
خواندم و خواندم تا به انتهای دفتر رسیدم
انتهای دفتر ، صفحه آخر و خط پایانی :
قسم که نامت در شناسنامه ام خواهد رفت ....رفت 
اما اندکی خطا داشت انگار 
عهد بستم ، وفا کردم ولی... جای نام همسر ، نام فرزندم شدی

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 4:16 توسط پسری از جنس سنگ:


بدون اینکه باشی

من برای دوست داشتن تو به دوست داشتن تو نیاز ندارم

من برای دوست داشتن تو به تو نیاز ندارم

من همینجوری از دور بدون اینکه تو باشی میتونم دوستت داشته باشم

بودن منو تو شاید باهم اشتباه بود

کاش دوست میموندیم عشق همه چیو خراب کرد

کاش هیچوقت اعتراف به دوست داشتن هم نمیکردیم

ترو نمیدونم دوست داشتنت راست بود یا نه 

اما دوست داشتن من نسبت به تو یه چیز دیگه بود

عشق منو تو شد یه عشق ممنوعه

و حالام  همیشه تو دلم باقی میمونه بدون اینکه باشی یا باشم

♥ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:8 توسط پسری از جنس سنگ:


خيلي خوشم اومد از متنه خيلي
سلام عشق بی معرفتم!
شنیده ام زندگیت ات کنارش به خوبی خوشی سپری میشود 
وآن لعنتی ..
خوش بحالش که تورا دارد 
که حرفهایش را روبرویت میزندبه چشمهایت نگاه میکند ..
چقدر حسودی ام میشود یاده حرفایت می افتم 
یادت هست ؟
گفته بودی چشمهایت جز من کسی را نمی بیند ..چیشد که با چشمان او درهم گلاویز میشود؟
ولی ..بازم خوشبحالش که تورا دارد
منکه که حرفایم مچاله میشود در ورق های دفتر زندگی ام 
وآن غریبه
مثل من نیست مثل من دلتنگ ،عاشق نیست
این را خودت هم میدانی که دیگر
مثل من هیچکس عاشق شیدای تونمیشود..
بی معرفت من..
وقت دلتنگی من هرشب همین حوالی شروع میشود 
زمانی که تو در آغوشش خوابیده ایی
من شب بخیر هایم را برایت کنار گذاشته ام

♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 4:27 توسط پسری از جنس سنگ:


چه باشی چه نباشی

یاد  ﺗﻮ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ
ﺩﺍﺭﻡ
.

.

.

ﭼﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ“ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ
ﺩﺍﺭم
♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:20 توسط پسری از جنس سنگ:


قبل تر ها

قــبـل تـر ها وقتي هنوز تو نيامده بودي

 عاشقانه هاي هرکس را که مي خواندم

به سادگي اش مي خنديدم
خودم گريه مي کنم

و برايـتـــــــ عــاشــقــانــه مي نويسم...
♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:19 توسط پسری از جنس سنگ:


خدایا بیا باهم دوست باشیم

خُــــבآیآ ... ؟!

بــــــیآ بــآهَــم בوســـــت بـــــآشـــیم

عــآشِّـــــق هَــم بآشــــیم

روزه وَلِنتــــــایـטּ ڪِه هَـــمِه ےِ عآشِـــــقآ بِهَــــم ڪـاבو میـــــבَטּ

  مـَــــטּ اَز تو ےِ روبــــــآטּِ مِشڪے میگیـــرَҐ ..

تـُـــــواҐَ جـــــونَمــــو بِگــــــیر

 

♥ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:42 توسط پسری از جنس سنگ:


گذشت
 

گذشت آن زمان. 

که گوشه، گوشه قلبم...

پر بود از عکس های دونفریمان....

یادم هست....

که با عکسهایمان گوشه ای از لبخند زندگی را داشتیم....

اما

حال

"من"

جز زخم های زندگی و جای خالی تو چیز دیگری ندارم...

و

اما

"تو"

همه چیز را داری ...

عشق

خوشبختی

شیرینی

و

♥ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:4 توسط پسری از جنس سنگ:


خدايااااا

خدايا يا بر گردون عقب

 

يا بزن بره جلو 

 

اينجاي زندگي خيلي دلم گرفته 

 

خدا جوووون ترو قسم به بزرگيت كمكم كن 

 

فقط يكمي خدا فقط يكم 

♥ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 13:0 توسط پسری از جنس سنگ:


Design By : Bia2skin.ir