▅▇█▓▒░۩۞۩کلبه تنهایی هام ۩۞۩░▒▓█▇▅
عــــــــــشق بــــــــزرگترین دروغ زنـــــــــــــدگی

نام فرزندم شدي

در زیر زمین خانه به دنبال چیزی میگشتم هر چه بیشتر گشتم نا امید تر شدم 
خسته و عرق ریزان روی زمین نشستم که چشمم به چیزی افتاد
به چیزی خاک خورده 
با جلدی ضخیم
به یک دفتر 
دفتری که روزهای درازی همدم تنهایی هایم شده بود
دفتری که تمام اسرارم را برایش برملا کرده بودم 
دفتری که پر شده بود از یک اسم 
اسمی که هر روز بیشتر از روز قبل از زبانم خارج میشود 
اسمی که وقتی از دهانم خارج میشود بغض میکنم آه میکشم 
و هیچ کس نمیدادند چه بر من بخت برگشته میگذرد
دفتر را باز کردم و خواندم 
خواندم و خواندم تا به انتهای دفتر رسیدم
انتهای دفتر ، صفحه آخر و خط پایانی :
قسم که نامت در شناسنامه ام خواهد رفت ....رفت 
اما اندکی خطا داشت انگار 
عهد بستم ، وفا کردم ولی... جای نام همسر ، نام فرزندم شدی

♥ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 4:16 توسط پسری از جنس سنگ:


Design By : Bia2skin.ir